سدِ چشمم زغم یار ،
سیلاب شد ...
چشم درحسرت دیدارتو ،
بی خواب شد ...
رم کرد بغض گلویم و ،
ترک خورد وشکست ...
تاسحرمخمل شب کبود و ،
بارانی شد ...
بغض مهتاب شکست و ،
دل من تیره تار ...
عاقبت ترکید بغض و ،
سد چشمم سیلاب شد ...
غ..ر..آ
برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: سه شنبه 26 اسفند 1399 ساعت: 5:16
عشق آدم را به شهرِ ،
ناشناخته می برد ...
وقتیکه سوارِ،
قطارش شدی ...
تاباغ جنون و ،
دل سوخته میبرد ...
این ریل عاشق با ،
واگن های پرازشرر ...
وقتی سوارشدی ،
ترا تا خدا می برد ...
غ..ر..آ
برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: سه شنبه 26 اسفند 1399 ساعت: 5:16
ماه شعبان آمداست ،
موسم گلهای ...
خوبان آمد است ...
شاخ طوبی ...
سرزد ازخلد ...
مژده بریاران ...
ماه شعبان آمداست ...
هم مولد ابوالفظل وسجاد ...
هم مولدحسین ...
بهرقران آمداست ...
مهدی صاخب زمان ...
سرورمان ...
ازبرای اهل ...
ایمان آمداست ...
آغازماه شعبان برهمه ی
عزیزان مبارکباد
غ..ر..آ
برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: سه شنبه 26 اسفند 1399 ساعت: 5:16